|

حکایت
عشقی بی قاف بی شین
بی نقطه
تهران، نشر چشمه، رقعی، 65 صفحه
چاپ اول؛ اسفند ماه 1384
چاپ دوم؛
دی ماه 1385
چاپ سوم؛
بهمن ماه 1385
چاپ چهارم؛
اسفند ماه 1385
چاپ پنجم؛
اردی بهشت ماه 1386
اوايل كوچك بود. يعني من اين طور فكر مي
كردم. اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد. آن قدر كه ديگر نمي شد آن را در غزلي
يا قصه اي يا حتي دلي حبس كرد. حجماش بزرگ تر از دل شد و من هميشه از
چيزهايي كه حجم شان بزرگ تر از دل مي شود، مي ترسم. از چيزهايي كه براي
نگاه كردن شان ـ بس كه بزرگاند ـ بايد فاصله بگيرم، مي ترسم. از وقتي كه
فهميدم ابعاد بزرگياش را نمي توانم با كلمات اندازه بگيرم يا در « دوستت
دارم » خلاصه اش كنم، به شدت ترسيده ام. از حقارت خودم لجام گرفته است.
از ناتواني و كوچكي روحام. فكر ميكردم هميشه كوچك تر از من باقي خواهد
ماند. فكر مي كردم اين من هستم كه او را آفريدهام و براي هميشه آفريدهي
من باقي خواهد ماند. اما نماند. به سرعت بزرگ شد. از لاي انگشتان من
لغزيد و گريخت. آن قدر كه من مقهور آن شدم. آن قدر كه وسعتاش از مرزهاي
« دوست داشتن » فراتر رفت. آن قدر كه ديگر از من فرمان نمي برد. آن قدر
كه حالا مي خواهد مرا در خودش محو كند. اكنون من با همهي تواني كه برايم
باقي مانده است ميگويم « دوستت دارم» تا اندكي از فشار غريبي كه بر روح
ام حس ميكنم رها شوم. تا گوي داغ را براي لحظهاي هم كه شده بیاندازم روي
زمين.

 |
كتابی
بنفش با عشقی خط خطی
|
الهام
طهماسبی.
قصدم نقد ادبی نيست که تنها میخواهم به سادهگی تمام کلامی کوتاه در بارهی
کتاب جديد آقای مستور بنويسم، انگار گفتوگويی در خلوت خود. همين و همين!
اين کتاب _ آن را به تازهگی نشر چشمه به بهای هفتصد تومان منتشر كرده است _
شامل شش داستان کوتاه است. در ابتدای کتاب مستور آن را به «زنها» تقديم کردهاست
...
«ادامه ...»
 |
درستايش
گريستن
مهدی
یزدانی خرم/
روزنامه شرق، 12 اردی بهشت ماه
1385
|
مجموعه داستان جديد مصطفى مستور را بايد ادامه منطقى
ذهنيتى دانست كه او در دو كتاب «چند روايت معتبر» و «استخوان خوك و دست هاى
جذامى» اجرا كرده بود. مجموعه «حكايت عشقى بى قاف، بى شين، بى نقطه» از شش
داستان كوتاه تشكيل شده است كه از لحاظ فرم روايى و جهانى كه مستور تلاش در
باورپذير كردن آن دارد به هم نزديك هستند.
«ادامه ...»
 |
روان شناسى روابط آدم ها
|
عليرضا كيوانى نژاد / روزنامه
ایران، بیست و نهم اردیبهشت ماه
1385
اتفاق
خوشايندى است وقتى نويسنده اى براى خودش اين امر را واجب مى داند تا درباره يكى
از رايج ترين موضوعات روزمره جامعه، آن هم در هر سن و سالى با هر سوادى، داستان
بنويسد.
راستش
نمىتوان گفت اين طور پرداختن به يك مجموعه داستان مى تواند منطقى باشد يا نه
اما به هرحال، وقتى مصطفى مستور، نويسنده ى كتاب «روى ماه خداوند را ببوس»،
مجموعه داستانى روانه بازار مى كند، قابل بررسى و تأمل است.
«ادامه...»
 |
سفر به جهان كلمات
فضل اله ياري/ اعتماد ملي/ سه شنبه 16
خرداد 1385
|
راندن در جادهاي صاف و هموار و بيپيچ و خم، هيچ خاطرهاي از آنها بهجا نميگذارد.
و راندن در جادههايي بيدستانداز و نرم نيز گاه راننده را به خوابي فرو ميبرد
كه حاصل سكر و راحتي صندلي نرم و جاده بيدستانداز است. بسياري اين جاده را
در خواب طي ميكنند و تنها با تكان دست كسي است كه بيدار ميشوند و بيهيچ
خاطره بين راهي به مقصد ميرسند.
«ادامه...»
 |
حکايت مجنون بدون ميم
|
ياسر نوروزي
حکايت
عشق بي شين، حکايت فقدان است. حلقه واژگاني که قالب تهي کرده اند. در دايره اين
واژگان از انسان هيئتي صوري ميماند و از زندگي مشترک رابطهاي قراردادي که پاي
بستي ندارد. «مستور» در اين مجموعه از يأس مي گويد و از علت آن که به اعتقاد او
تنها و تنها عشقي است بي قاف بي شين بي نقطه.در اين مجموعه که توسط نشر چشمه
منتشر شده است، نويسنده اصرار بر قصه گويي دارد و براي پياده کردن پلاتي که
يافته به هر بهانه اي متوسل مي شود.
«ادامه...»
 |
روایات نامعتبر در «حکایت عشقی بیقاف بيشين بينقطه»
مجتبی پورمحسن
|
خیلی خوب است كه نویسنده داستانی بنویسد كه مخاطبان عام هم بتوانند
با آن ارتباط برقرار كنند. خیلی پسندیده است كه داستان نویسی فارسی در
سالهای گذشته به سمتی پیش رفته كه توجه زیادی به مخاطب میكند و این
تلاش سبب شده كه كتابهای داستانی به چاپهای چندم برسند اما در ادامهی
این روند این نگرانی پدید آمد كه مبادا داستاننویسی فارسی از آن طرف
بام بیفتد و به ابتذال كشیده شود.
«ادامه...»
|