[روی ماه خداوند...] [من دانای کل هستم] [استخوان خوک و ...] [چند روایت] [فاصله] [پاکت ها] [عشق روی پیاده رو] [مبانی داستان کوتاه]

 روایت های تازه
کتاب ها
نمایش‌نامه
فیلم‌نامه
شعر
مقاله
سخن‌رانی
گفت‌وگو
نقد آثار
ترجمه
در باره‌ي مصطفی مستور
یادداشت خوانندگان
عکس خانه
در باره‌ي ما
بایگانی روایت هفته

 

 

 

روی ماه خداوند را ببوس

چاپ اول؛ اسفندماه 1379

چاپ دوم؛ مردادماه 1381

چاپ سوم؛ مردادماه 1382

چاپ چهارم؛ دی ماه 1382

چاپ پنجم؛ اسفند ماه 1382

                      چاپ ششم؛ خردادماه 1383

                      چاپ هفتم؛ مردادماه 1383

                      چاپ هشتم؛ آبان ماه 1383

                      چاپ نهم؛ دی ماه 1383

                      چاپ دهم؛ مردادماه 1384

                      چاپ یازدهم؛ آبان ماه 1384

                      چاپ دوازدهم؛ بهمن ماه 1384

                      چاپ سیزدهم؛ مردادماه 1385

                      چاپ چهاردهم؛ مهرماه 1385

                      چاپ پانزدهم؛ آذررماه 1385

                      چاپ شانزدهم؛ بهمن ماه 1385

                      چاپ هفدهم؛ اسفندماه 1385

                      چاپ هجدهم؛ اردی بهشت ماه 1386

 

 

                      برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های 1379 و  1380

 

 كاش يك تكه سنگ بودم. يك تكه چوب. مشتي خاك. كاش يك سپور بودم. يك نانوا. يك خياط. دستفروش. دوره گرد. پزشك. وزير. يك واكسي كنارِ خيابان. كاش كسي بودم كه تو را نمي شناخت. كاش دلم از سنگ بود. كاش اصلا دل نداشتم. كاش اصلا نبودم. كاش نبودي. كاش مي شد همه چيز را با تخته پاك كن پاك كرد. آخ مهتاب! كاش يكي از آجرهاي خانه ات بودم. يا يك مشت خاك باغچه ات. كاش دستگيره اتاقت بودم تا روزي هزار بار مرا لمس كني. كاش چادرت بودم. نه، كاش دستهايت بودم. كاش چشمهايت بودم. كاش دلت بودم. نه، كاش ريه هايت بودم تا نفس هايت را در من فرو ببري و از من بيرون بياوري. كاش من تو بودم. كاش تومن بودي. كاش ما يكي بوديم. يك نفر دوتايي!
 

bullet

اين راز هم چنان سر به مهر
نگاهي به رمان روي ماه خداوند را ببوس/فتح الله بی نیاز/ ماهنامه ي كارنامه‌ شماره 38 – 37 / مهر و آبان 1382
 

نمي‌دانم چه كسي مرا به دنيا آورده است، دنيا چيست، جسم چيست، احساس كدام است، روحم چيست و اين بخشي از وجودم كه مي‌انديشد و اين چيزها را بر زبانم جاري مي‌كند، كدام است . . . من اين فضاهاي دهشتناك عالم را مي‌بينم كه احاطه‌ام كرده‌اند، در گوشه‌اي از اين عالم پهناور خزيده‌ام بي‌ آن‌كه بدانم چرا اين‌جا قرار گرفته‌ام و نه در جايي ديگر، و چرا اين مدت زمان كوتاه كه براي حيات به من داده شده در اين نقطه است نه در جاي ديگر. . .

                                                                                                                           «ادامه...»

 

bullet

ماه بالاي سر تنهايي است
کیارنگ علایي/ روزنامه جام جم، سوم اردي بهشت ماه 1380

 

«پدرم مرد اما بيف استروگانف نخورد. فيله ينيون نخورد. نان پاپادام نخورد. اگ برگر و مرغ كنتاكي نخورد. لب به پيتزا نزد و هرگز نفهميد كه لابستر و رست بيف چيست. پدرم مرد اما هرگز مشروب نخورد . لب به سيگار نزد. حتي اسم ماري جووانا را نشنيد. پدرم هفتاد سال عمر كرد اما رستوران چلسي را نديد. ..»

«ادامه...»

 

bullet

تماشای روح ماه

تحلیل بر رمان روی ماه خداوند را ببوس / فریدون اکبری

 ماه‌نامه‌ی ادبیات داستانی، شماره 98و99، اسفندماه 1384

 

اين رمان كوتاه در 112 صفحه و از زبان «يونس فردوس» به شيوه اول‌شخص مفرد روايت مي‌شود. نوع زبان و شيوه بيان به كار رفته در اثر، ساده و روان و بدون پيچش كلامي است. رمان تعدد شخصيت ندارد. چهره‌هايي كه در اين اثر پديدا شده‌اند، به ترتيب برجستگي نقش، عبارت‌اند از:...

«ادامه...»

 

bullet

غنيمتي پربها و اتفاقي كم‌نظير

رضا اميرخاني/ کتاب هفته/  شماره 43/ 20 بهمن ماه 1380

 

چندان درگيرودار «چگونه» نوشتن فرو مانده‌ايم كه بالكل «چه» نوشتن را فراموش كرده‌ايم. ديرزماني است كه نگاهم به كتاب و خاصه داستان بسيار احول گرديده است. كتابي را برمي‌دارم و مي‌خوانم و به دقت هم با اين اميد كه هرگز مانندش را قلم نزنم.

«ادامه...»

 

bullet

روي ماه خداوند را ببوس و امكان اقتباس سینمایی 

جميله دارالشفایی / ماهنامه ی فیلم نگار، شماره 29، بهمن ماه 1383

 

داستان روي ماه خداوند را ببوس احتمالا در نگاه اول مناسب براي يك اقتباس سينمايي به نظر نمي‌آيد. مهم‌ترين دليل آن وجود شخصيت‌هاي درون‌گرايي است كه در نسل جوان امروز كم‌تر يافت مي‌شود.

«ادامه...»

 

bullet

هوای خنک ایمان

 مصطفی رستگاری

 

روي ماه خداوند را ببوس داستاني است به قلم مصطفي مستور، يكي از نويسندگان مستعد و خوش قريحه‌ي امروز كه بحران معنا را در جامعه‌ي معاصر دستمايه‌ي كار خويش قرار داده است. مستور، با چاپ اولين كار خود، يعني مجموعه داستان كوتاه عشق روي پياده‌رو نويد رويكردي نو و متفاوت را در ادبيات داستاني به دست داد.

 

«ادامه...»

 

 

bullet

جست‌وجوگر حقيقت

سهیل محمودی / کتاب هفته / چهارم مردادماه 1381

 

سير و سفر در جهان شك‌هاي خيامي.  و جست‌وجو. اين در و آن در زدن. و همه اين سير، براي رسيدن به حقيقتي. و اصلاً شك، به همين معناي ابوالعلايي و خيامي، عين جست‌وجو. راوي داستان جواني به نام يونس. يونس؟

«ادامه...»

 

 

bullet

 براي من اي مهربان چراغ بياور

           الف. حسيني /روزنامه قدس، سه شنبه 24 مردادماه 1383

 

يكي از بزرگترين دغدغه‌هاي بشر در عصر حاضر مسأله وجود خداوند است كه گاه به شكل مضامين فلسفي مطرح شده و گاهي نيز به هنر راه يافته و بخشي از درونمايه‌ آثار ادبي را به خود اختصاص داده است. رمان «روي ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفي مستور همان طور كه از نامش پيداست با اين مضمون نوشته شده.

«ادامه...»

 

 

bullet

سفري از شك به يقين
سمیرا اصلانپور/ماه نامه ادبیات داستانی/اسفند 81 و فروردین 82

 

سميرا اصلان‌پور ابتدا چكيده‌اي از رمان را براي حاضران بازگو كرد:

يونس فردوس، دانشجوي دكتراي پژوهش‌گري اجتماعي، در حالي كه به شدت درگير مسئله وجود يا عدم وجود خداست، از برگشتن دوست قديمي‌اش مهرداد، از آمريكا مطلع مي‌شود و در فرودگاه مهرآباد به استقبال او مي‌رود. مهرداد كه ...

«ادامه...»

 

 

bullet

خداوند در حوالي مرگ و عشق

          آرزو خمسه كجوري

 

بعضي از شك‌ها را نمي‌توان ابراز كرد. بايد هر بار كه مطرح مي‌شوند جواب‌هاي تازه‌اي با مصداق‌هاي تازه‌اي برايشان پيدا كنيم، جواب‌هاي متناسب با مرحله‌اي از زندگي كه در حال عبور از آن هستيم. اين شك‌ها منحصر به كساني كه تفكرات نيهيليستي يا لائيك

«ادامه...»

 

bullet

«ژان باروا» روي ديگر سكه «روي ماه خداوند را ببوس»

           دكتر مصطفي گرجي

 

يكي از انديشه هاي انسان عصر جديد بويژه انسان پست مدرن غربي كمرنگ شدن خداوند با توجه به نگاه پوزيتويستي و فقدان چراغي است كه با آن بتوان حضور خداوند را در زندگي انسان امروز احساس كرد.

«ادامه...»

 

bullet

چند روايت معتبر درباره مستور 

          نقد- همشهري جوان

 

احسان رضايي:«روي ماه خداوند را ببوس، از مصطفي مستور، غنيمتي بود پربها و اتفاقي كم‌نظير؛ كاري كه نه محصول عرقريزان روح بود – كه داستان، پيست مسابقات دووميداني نيست كه هر كه بيشتر عرق كرد و تندتر دويد، برنده‌تر باشد! – و نه حاصل رعايت اصول داستان‌نويسي كه اگرچه داستان ساختمان دارد اما هرگز نمي‌توان آن را بر اساس اصول ساختمان‌سازي ساخت!»

«ادامه...»

 

bullet

بيستمين بوسه بر روي ماه خداوند

       محمدحسن شهسواري / روزنامه اعتماد/ پنج شنبه 10 آبان 86

 

در نظرسنجي كه سال جاري ميان دانشجويان انجام شده است، ‌رمان «روي ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفي مستور جايگاه دوازدهمين رمان محبوب از ميان تمام رمان‌هاي نگاشته شده در هشتاد سال گذشته را از آن خود كرد و نويسنده‌اش رتبه نهم. در اين‌جا مجال كاويدن همه زواياي اين محبوبيت قابل توجه و رشك‌برانگيز نيست اما رسيدن تعداد چاپ‌هاي اين رمان به عدد بيست، گواه زنده‌اي است بر رسوخ روزافزون اين رمان در ميان جامعه‌ي كتاب‌خوان ايراني. 

«ادامه...»

 

bullet

 بررسی اگزیستانسیالیستی داستان روی ماه خداوند را ببوس
لادن دارا
 

شب چشمهای بسته ماست آنگاه که به ، چراغانی درون خود می نگریم ( بیژن جلالی )
بانگاهی به رمان " روی ماه خداوند را ببوس " درابتدای امرردپائی ازتفکرات اگزیستانسیالیستی ، مبتنی برتقدم وجود بر ماهیت و اهمیت فردگرايی Indivduality برماهیت تعیین شده اش، با توجه به جملاتی چون – « کاش نبودم »(صفحه سه) به چشم می خورد که با پیش رفتن در متن داستان ، این تفکرات سمت و سو و قوت بیشتری به خود می گیرد.

«ادامه...»