بررسی سبک شناختی آثار داستانی مصطفی مستور
سید فرشید سادات شریفی/ اشکان بحرانی
اشاره:
آن چه در پی می آید، چکیدهی مقالهای است که توسط آقايان اشکان بحرانی
(دانشجوی کارشناسی ارشد رشتهی الهیات و معارف اسلامی، گرایش فلسفه و
حکمت اسلامی دانشگاه شیراز) و سید فرشید سادات شریفی (دانشجوی استعداد
درخشان مقطع کارشناسی ارشد رشتهی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز) به
همايش بین المللی ادبیات معاصر ایران (دانشگاه تهران، آبان ماه هشتادوشش)
ارائه شده و خلاصهای از آن نیز در روز نخست همایش در تالار فردوسی
دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به صورت شفاهی قرائت شده
است. به زودي متن كامل مقاله در اين سايت منتشر خواهد شد.
در
مقاله ی حاضر، «سبک» در معنای عام آن به کار رفته است و بررسی تمام
ویژگیهای «غالب» در آثار داستانی مصطفی مستور را شامل می شود و در آن سه
مفهوم کلیدی «نحوهی نگرش نویسنده»، «گزینش واژگان و جملات» و «عدول از
هنجارهای زبانی و ادبی» در مرکز توجه و بررسی اند. بنابر این، بررسی سبک
در معنای محدود آن ( صرفا به عنوان یکی از «عناصر داستان») مد نظر نيست.
در این مقاله داستانها و مجموعههای «عشق روی پیادهرو»/«روی ماه خداوند
را ببوس» / «چند روایت معتبر» / «من دانای کل هستم» / «استخوان خوک و
دستهای جذامی» / «حکایت عشقی بی قاف بی شین بینقطه» /و نیز
نمایشنامهی «دویدن در میدان تاریک مین» / بررسی شدهاند.
سبک آثار یاد شده در سه سطح «زبانی»، «ادبی» و «اندیشگی» (فکری و فلسفی)
مورد بررسی قرار گرفته اند:
یک. سطح زبانی: این سطح تنها از دو جنبهی لغوی (واژگانی) و نحوی (ساختار
جملهها) تحلیل شده و بررسی سطح آوایی جملات و عبارتها مورد توجه نبوده
است.
از مهم ترین ویژگی های غالب آثار داستانی مصطفی مستور در این سطح می توان
به موارد زیر اشاره کرد:
_ تکرار اسم ها و فعلها برای تاکید یا فضا سازی؛
_ تکرار برخی از جملات و توصیف ها در داستانهای مختلف؛
_ استفاده از زبان محاوره به منظور بر انگیختن احساسات و ایجاد همدلی در
خواننده؛
_ اطناب و تفصیل مناسب در پاره ای از جمله ها جهت القای معانی؛
_ کاربرد گروهی از کلمات معطوف به یکدیگر؛
_ در هم ریختگی کلمه ها و ساختار جملات به تناسب ذهنیت راوی؛
_ به کاربردن جملات کوتاه، بریده بریده و حتی گاه تک کلمه ای؛
_ استفاده از جملات انگلیسی در لا به لای متن.
دو. سطح ادبی: در این سطح، به ویژگیهای سبکی «عناصر داستان»
پرداختهایم. مهمترین ویژگی های مورد اشاره در این بخش عبارتند از:
_ وجود روایت های داستانی موازی (روایت کردن داستان ها به موازات یکدیگر)
در بحث از «پیرنگ» داستانها ؛
_ علاقه ی نویسنده به یکپارچه کردن «شروع» و «ناپایداری» در داستان ها؛
_ ارائه ی غیر مستقیم اطلاعات به مخاطب؛
_ مونولوگ های طولانی؛
_ استفاده از روایتهای روزنامهای و نامهنگاری؛
_ التفات از راوی اول شخص به دوم شخص؛
_ کاربرد محدود و بجای طنز؛
_ استفاده ی بجا و مناسب از اشعار شاعران مختلف به فراخور فضا و موضوع؛
_ استفاده از دو آرایهی «تشبیه» و «تشخیص» بیش از سایر آرایهها.
سوم. سطح اندیشگی (فکری و فلسفی) : آنچه در سطح اندیشگی بیش از همه اهمیت
دارد نگاه نویسنده به «هستی» و ارتباط خدا، جهان و انسان است.
برجستهترین ویژگیهای این سطح به قرار زیر است:
_ وجود نوعی از نگاه خدا باورانه؛
_ برجستگی تردید و نارضایتی از جهان (که به شکل ویژهای در بیان
شخصیتهای «دیوانه/ فرزانه»ی داستانهای او تجلی می کند.)؛
_ امیدواری به سرنوشت انسان و جهان، علی رغم مملو بودن جهان از بدی ها
(به عنوان نتیجه ی نگاه خدا باور)؛
_ تشخص سه «بن مایه»ی «عشق» (به ویژه عشق ناتمام)، «مرگ» و «شک» (که
استخوان بندی آثار او را تشکیل میدهند)؛
_ نگاه آمیخته به تقدس و تحسین نسبت به زن.
به جز سه سطح یاد شده، دو مقوله ی دیگر نیز (به عنوان مکمل بحث های پیش
گفته) در انتهای مقاله مورد بررسی قرار گرفتهاند:
الف. ساختار کلی داستان ها: شاید مهم ترین خصلت کلی آثار داستانی مستور،
ساختار «پازل»وار آن ها در کنار یکدیگر باشد: او از سویی استقلال هریک
داستان ها را حفظ نموده و از سوی دیگر، سعی میکند از آنها به عنوان
قطعاتی از یک پازل بزرگتر بهره جوید تا مجموعه داستانهای خود را به
پیکرهای واحد تبدیل نماید که قطعات آن با چیده شدن در کنار یکدیگر،
معنایی وسیع تر و فرمی گسترده تر را به خواننده منتقل مینمایند.
ب. بررسی «اضطراب سبک» در داستان ها: نمودهای عدم توفیق نویسنده در هریک
از سطوح سه گانهی مورد اشاره به شکل یک جا ذیل این عنوان مورد بررسی می
گیرند.