|






دويدن در ميدان تاريك مين
نقدهای
عمومی
 |
خورشيد را
ما هم ديدهايم
|
متن
سخنراني رضا اميرخاني در «خانه داستان» درباره ی کارنامه ی داستان نویسی مصطفي
مستور
اگر اجازه
بدهيد ميخواهم از يك زاويه متفاوت به كارهاي آقاي مستور نگاه كنم. اول با يك
نوع خاطرهنگاري و اينكه من با كارهاي ايشان چگونه آشنايي پيدا كردم و بعد
اينكه، در حين توضيح اين آشنايي، از يك نگاه ديگر وارد بحث كارهاي آقاي مستور
شوم.
«ادامه ...»
 |
چند روايت معتبر در بارهی مصطفا
|
به بهانهی
معرفی پایگاه وب تازه تأسيس مصطفا مستور/ مرور از شهاب مباشری/
برگرفته از سایت ادبی فروغ
سالهای نخست
دههی هفتاد بود كه نشريهی مرحوم «كيان» در برخی شمارههاش داستانهايی چاپ
میكرد كه امضای «مصطفا مستور» پايشان بود. اسمی كه برای نخستين بار همانجا
ديدماش. فكر كنم اولين داستانی هم كه از او خواندم «دو چشمخانهی خيس» بود كه
بلاغت تندی داشت. بعدترها در مجموعهی «عشق روی پيادهرو» كه اتفاقی به آن
برخوردم، داستانهای كوتاهی را كه از او خوانده و نخوانده بودم، يكجا پيش رو
ديدم. گذشت و گذشت تا دستام به ...
«ادامه ...»
 |
چند روایت
نامعتبر درباره مستور
مریم حسینیان
|
نویسنده ها دو گروهند:
آنها که با افتخار؛ مرگ خود را در داستان جشن می گیرند و خواننده را نویسنده
وار تربیت می کنند. گروه دوم کفشهای نرم و بی صدا می پوشند و در عین اینکه سعی
می کنند سرپنجه راه بروند صدای پایشان را حد اقل در پرداخت داستان می شنویم.
«ادامه
...»
 |
نگاهی به جهان
داستانی مصطفی مستور
احسان اوسيوند ـ
عادل اعطا / هفته نامه ي همشهری جوان / شماره۷۸ - شنبه ۷ مرداد ۱۳۸۵
|
تا نيمههاي اول تيرماه، همة آن هايي كه سينما را جدي دنبال ميكنند، از
ماجراي يك اقتباس سينمايي كه در سينماي ايران نمونه هايش بسيار اندك است،خبردار
شده بودند. محمد رحمانيان كه به عنوان كارگردان اين پروژه، انتخاب شده بود، حتي
پيش توليد را تا آن جا جلو برده بود كه حرف هايي در مورد حضور هديه تهراني،
پرويز پرستويي، حبيب رضايي و عزتالله انتظامي هم شنيده ميشد.
«ادامه
...»
 |
شيء
مقدس نهان در حريم خانه: نگاهي به چهرة
مستورِ زنان در زنان مستور
|
زري نعيمي
/ ماهنامه زنان / شماره 133، تیرماه 1385
مصطفي
مستور نويسندهاي است با دغدغههاي عميق مذهبي. اين از عنوان رمانش، روي ماه
خداوند را ببوس، آغاز ميشود، بيآنكه در جايي به نقطة پايان خود برسد. حتي در
آخرين مجموعة داستاني وي، حكايت عشقي بيقاف بيشين بينقطه، هم اين خط ممتد
ادامه دارد كه به اين مقولـه در نقدي ديگر بهگونة مبسوط پرداخته شده است...
«ادامه
...»
 |
داستانِ
مذهبيِ مدرن: «پديده»اي از نوعي ديگر
|
(بررسي و
نقد مجموعه آثار مصطفي مستور)
زري
نعيمي / جهان کتاب/ سال يازدهم
شماره 5 تا 7 شهريور ـ آبان 1385
«رمان حماسهي دنياي
بيخداست» اين را لوكاچ ميگويد. «روي ماه خداوند را ببوس» اين را مصطفي مستور
ميگويد. روي ماه خداوند را ببوس تنها نام يكي از رمانهاي مستور نيست كه
سالها قبل نوشته شده باشد، بلكه رقم زنندهي هويت داستانيِ تمام آثار بعدي
نويسنده نيز هست. هويتي كه جنس داستاننويسي او را از معاصرانش جدا ميكند.
دغذغهي متافيزيك تمام ذات، ذهن و زبان داستانها را به تصرف خود درآورده است.
جايي در داستانهاي او خالي از آن حضور نيست. اين حضور در تمام بافت داستان
ريزش ميكند. هم ذرات و اجزا و عناصر داستان
«ادامه
...»
 |
با چشمان
نیمه تر
|
کیارنگ
علایی
مصطفی
مستور انسان دوست داشتنی است و این ، از ویژگی خاصی در منش هنری / اجتماعی او بر می خیزد.
مستور به
مخاطب توجه ویژه ای دارد، این توجه بیش و پیش از آن که او را به نویسنده ای
عامه پسند بدل کند ، بیشتر به یک رسالت اجتماعی باز می گردد که مستور به دلیل
رنج ها و غرابت هایی که خود در زندگی کشیده است ، به آن وفادار است. او به دقت
به مخاطبانش گوش می کند و با حوصله داستان های نویسندگان جوان را می خواند.
پاسخ ها و تحلیل های او نیز از منظری خاص است که بوی « فلسفه » آن بر همه چیزش
می چربد و این دلیل مضاعفی است بر محبوبیت او نزد جوانان امروز.
«ادامه
...»
 |
نويسندگان داستانهاي مرا نميخوانند
|
روزنامه هم ميهن/ دوشنبه 31 اردی بهشت ماه
1386
از ميان
هزاران جلد كتاب كوچك و بزرگي كه هر روز دهها نويسنده منتشر ميكنند و مدتي
پشت ويترين كتابفروشيها خاك خورده و بعد به انبار كتاب منتقل ميشوند، گاه
كتابهايي هم ميآيند كه ميتوانند بسياري را مجبور كنند تا يك عصر چاپي،
قهوهاي، چيزي دم بگذارند و كتاب را جلويشان باز كنند و آنقدر سرگرمش شوند كه
به خود كه ميآيند، ببينند سه-چهار ساعت گذشته و قهوه مدتهاست كه جوشيده و
ديگر قابل خوردن نيست.
«ادامه
...»
 |
بررسی سبک شناختی آثار داستانی مصطفی مستور
سید فرشید سادات شریفی/ اشکان بحرانی
|
در
مقاله ی حاضر، «سبک» در معنای عام آن به کار رفته است و بررسی تمام
ویژگیهای «غالب» در آثار داستانی مصطفی مستور را شامل می شود و در آن سه
مفهوم کلیدی «نحوهی نگرش نویسنده»، «گزینش واژگان و جملات» و «عدول از
هنجارهای زبانی و ادبی» در مرکز توجه و بررسی اند. بنابر این، بررسی سبک
در معنای محدود آن ( صرفا به عنوان یکی از «عناصر داستان») مد نظر نيست.
«ادامه
...»
|