|

من دانای کل هستم
تهران، انتشارات ققنوس، رقعی، 98 صفحه
چاپ اول؛ خردادماه 1383
چاپ دوم؛ شهریور ماه 1384
چاپ سوم؛ اردی بهشت
ماه 1385
چاپ چهارم؛
دی ماه 1385
چاپ پنجم؛
اردی بهشت ماه 1386
تقدیر شده در سومین دوره جشنواره ی قلم زرین-
1384
من دانای کل هستم؛ برنده ی لوح تقدیر از نخستین
جایزه ی ادبی صادق
هدایت، 1381.
ملکه الیزابت؛ یکی از ده داستان کوتاه برگزیده ی جایزه ی ادبی مهرگان؛
1383
در يكي از اين
منظره ها پدرم مُرد. نگاه نكردم. عيدي مُرد. رسول به من گفت. من نشنيدم.
نمي شنيدم رسول را. كسي گفت تندتر. نمي ديدم اش اما صداش را خوب مي شنيدم.
گفت: ”تندتر، تندتر“ رسول گفت: ”صداي من رو نمي شنوي لامسب؟“ گفتم: ”چي؟“
و رسول فرو رفت. انگار درچاهي. بعد مادرم مُرد. مونس بود اما. هرچند براي
من نبود انگار. مُرده بود انگار. بعد صداها همه محو شد. حتي صداي رؤيا.
زن ام. حتي صداي مادرم. بعد من خسته شدم. مي دويدم اما. و زل زدم به
اطراف كه كسي نبود. تنها باد بود. مي خورد به صورت ام. و جيغ كشيدم. كسي
نشنيد. حتي خودم. حتي .

 |
یک عاشقانه بی موقع
فرشته
احمدى/روزنامه شرق/چهارشنبه 20خرداد1383
|
قديم ترها، قصه هاى عاشقانه به همان سادگى اى شروع مى شد
كه قصه گو مى گفت: با همان نگاه اول يك دل نه صد دل عاشقش شد... گوش
هايمان را تيز مى كرديم تا بشنويم كه چگونه قهرمان اصلى قصه، براى رسيدن
به وصال زن محبوبش سختى ها و رنج ها را بر خود هموار مى كند، به سفرهاى
دور مى رود و طلسم ها را باطل مى كند.
ادامه ...
 |
يادداشتي بر داستان
كوتاه ملكه اليزابت
محمد حسن شهسواري / به نقل از سايت خوابگرد
|
چند قاعدهی داستانكوتاهنويسی كلاسيك در ملكه اليزابت به قاعده پرورانده شده
است. يكی از آنها قاعدهی «دادن اطلاعات به نرمی» است. راوی در همان ابتدای
داستان میگويد: «طوری میگفت اختراع، انگار بيوك جي. اس. ايكس اختراع كرده بود.»
كه اين يعنی راوی عشق ماشين است.
ادامه ...
 |
نوستالژی آرزو های
مشترک
|
محمد تقوي / به نقل از سايت بنياد گلشيري
اسی، عیدی، رسول و راوی این داستان با هم دوست و بچه محل هستند. رسول عاشق مجلههای
خارجی و عکس هنرپیشههاست. اسی بیشتر لحظههای زندگیش را با رادیویی میگذراند که
پدرش از کویت برایش آورده و به ترانه گوش میکند، به هر زبانی که شد، عربی،
ایتالیایی.
ادامه ...
 |
نگاهي به كتاب
من داناي كل هستم
الف. حسيني
/روزنامه قدس/ شنبه 30 آبان 1383 |
كتاب «من داناي كل هستم» مشتمل بر هفت داستان كوتاه، آخرين اثر (به جز استخوان
خوك و دستهاي جدامي كه هنوز از زير چاپ بيرون نيامده) داستاننويس معاصر،
مصطفي مستور است.
ادامه ...
|